این هفته :
گاو مش حسن!!!
برایتان گفتم که دفعه ی قبل برای تحلیل جامعه شناسانه به میدان ولی عصر رفتیم و آن حوادث تلخ اتفاق افتاد. چند روزی است که حالمان بدجوری گرفته است و نای هیچ کاری را نداریم. دایی غلام هم که هزار ماشا ا... هر روز افتضاح تر از دیروز می شود. هر چه مملکت بیشتر دچار گرانی و تورم و فسق و فجور می شود ، بیشتر به عزت و سربلندی خود می بالد! نشسته است و دارد با ولع خاصی اخبار تکراری شبکه خبر را به منتها الیه اعماق وجودش می فرستد.
- امریکا 389 میلیارد دلار کسری بودجه...
-روسیه تورم ۳۰درصدی...
- انگلستان در آتش نارضایتی مردم ...
-اسرائیل عمه ننه ی پدر سگ ولد زنا....
-طوفان در جنوب شرق آسیا....
-آتش سوزی در ایالت کالیفرنیا...
زلزله در اکثر مناطق جهان ....
بمب گذاری در هند و پاکستان و عراق و ترکیه و ....
تظاهرات ناراضیان در فرانسه...
---و حالا چند خبر از کشورمان :
-گاو مش حسن در بیابان 3 قلو زایید . این موفقیت را به مش حسن ،گاوش و ملت همیشه در صحنه شادباش می گوییم.(دایی غلام تکبیر می گوید)
- یک باغبان ملایری از یک درخت انگور ،600 تن هلو برداشت کرد. این باغبان در توصیف کار خود گفت : این درخت انگور خاری در چشم قدرتهای بزرگ دنیاست. (دایی غلام : و چوبی است در ... )
-- در داماد آباد ممسنی یک پیرمرد 140 ساله برای نوزدهمین بار رخت دامادی به تن کرد. نتیجه های این مرد به نشانه شادی شش دور ،دور حوض چرخیدند. فرماندار این شهر برای کمر این پیرمرد اسفند دود کرد.(دایی غلام:مرحبا پیرمرد)
- مهندس ضرغامی برای گاو مش حسن ،باغبان ملایری و داماد ممسنیایی آرزوی توفیق کرد و به هر کدام نشان شجاعت اعطا کرد. (دایی غلام: این مهندس خیلی باشعوره،جون می ده واسه رییس جمهوری)
- سکه هم دویست و خورده ای هزار تومان. تا شبی دیگر و اخباری دیگر خدا نگهدار.
.
.
می گویم: دایی جان خسته نمی شی به این مهملات هر شب هر شب گوش می دی. می گوید: تو نمی فهمی بچه. اگه اون اجنبیام مَردَن برن نوزده بار زن بگیرن . می گویم : آنها بیشتر از یکی مجاز نیستن بگیرن.
می گوید:خب گاوشون که می تونه سه قلو بزاد ؟؟؟ می گویم: اونا آدم شبیه سازی می کنن . گاو که کاری نداره.
می گوید: می تونن از درخت انگور موز ور دارن. می گویم : اونا کارای مهمتری دارن . درخت موزم اونا به ما یاد دادن که چیه.
می گوید: نمی بینی مگه؟؟؟ همش دارن تظاهرات می کنن . همش زلزله میاد تو مملکت بی دینا. همش آتیش می گیره جنگلاشون.همش تورم دارن. می گویم: ما نداریم؟ می گوید: فرق می کنه منوچهر جان . تو مثل اون بابای خدا نیامرزت هیچی نمی فهمی.
می گویم :درصد تورم ما با زامبیا داره یکی می شه.
می گوید: چه اشکالی داره ؟ اونام بنده ی خدان.
می گویم : باد فتخ گرفتیم زیر بار گرونی.
می گوید: دکتر خوب سراغ دارم . فقط این روزا بس که نافهای افتاده و بیضه های ترکیده عمل می کنه نوبتش دیر به دیره.
می گویم : دایی جان شما که با تجربه تر از منی ...فکر کردی چرا این روزا انقدر تورم و ترکیدگی بین مردا زیاد شده؟
می گوید:فساد خواهرزاده ی عزیزم... فساد اخلاقی.
می گویم:دایی جان چرا شما انقلاب کردین؟
می گوید: .... نه! چیزی نمی گوید....به فکر فرو می رود....
حالا می گوید: اون موقع فساد بود،گرونی بود،فقر بود،بی عدالتی بود،ظلم بود،امنیت نبود ،استقلال نبود،رفاه نبود،آزادی نبود.آزادی می فهمی؟ آزادی نبود.
می گویم : حالا هست؟
حالا هست دایی؟
حالا هست؟
ها دایی؟ ها؟ نکنه منظورتون اینه که آزادیم تا ۱۹ تا زن بگیریم؟
آزادیم که گاومون ۳قلو بزاد؟ که ضرغامی رو رییس جمهور کنیم؟
دایی جوابی ندارد که بدهد... می داند که فقر و ظلم و تبعیض و تورم و گرانی هست... می داند که رفاه و عدالت و استقلال و آزادی نیست...اما با این همه دایی از آنها نیست که کوتاه بیاید...
مثل همیشه می گوید: آرمانهای ما از اول...
آرمان های ما از اول...
آرمانهای ما از اول...
.
.
.
.
.
........................................................................ادامه دارد
بعد التحریر :
راستی تا یادم نرفته ....
تولدم مبارک در این روز منحوس مردادی.


